خلاصه کتاب:
از لحظه ای که مدی دو ماه پیش به کلاس من منتقل شد اون رو میخواستم اون خوشگل و با شکوهه و خب سنشم قانونیه و بی گناه و معصوم به نظر میرسه ولی همه چیز اون منو آزار میدن...
خلاصه کتاب:
صابر و سحر، روزگاری دلباختهی یکدیگر بودند، اما شرایط خانوادگی آنها را از بیان احساساتشان بازداشت. سالها بعد، تقدیر دوباره آنها را روبهروی هم قرار میدهد، اینبار در قالب وکیل و موکل. صابر مأموریت دارد پروندهی حقوقی سحر را پیگیری کند، اما در دل این ماجرا، خاطرات گذشته و احساسات خاموش دوباره جان میگیرند.
خلاصه کتاب:
او دیگر آن دختر ساده نیست. حالا زنیست که از دل تاریکی عبور کرده، مادریست که برای فرزندش میجنگد. گذشته بازگشته، با پشیمانی و وعده. اما او این بار، خودش را انتخاب میکند. و شاید، برای اولین بار، سرنوشت را خودش بنویسد.
💧چکیده
👇👇👇
بهانه دختری از جنس همه دختران اطرافمان است او که غم از دست دادن مادر را تجربه کرده و با رفتارهای نامناسب نامادریش زندگی را سپری میکند، حالا پدر و همسر پدر بهانه برای زندگی به خارج از کشور سفر کرده و بهانه را راهی منزل عمویش (اتابک) میکنند...
📖 نام این اثر: #سرگیجه_های_تنهایی_من
🖋 نگارنده : #سید_آوید_محتشم
📝 سبک: #عاشقانه
🗒 برگه :1177
_ - _ - _ _ - _ - _
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " های بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.