خلاصه کتاب:
قول و قرار گذشته، محمدطاها را به ازدواج با شیدا وادار میکند. اما دلش در گروی ریحانه است. ریحانه با فهمیدن این راز، تصمیم به جدایی میگیرد و محمدطاها برای نگهداشتنش به صیغهی اجباری متوسل میشود. روز عقد، ریحانه فرار میکند و داستان وارد مرحلهای تازه میشود.
خلاصه کتاب:
سالهاست احساساتم را در نطفه خاموش کردهام؛ شادی و غم را به سکوت واداشتهام. دلتنگیها را با فریاد بیثمر پاسخ دادهام و عشق را با سیلی راندهام. سکوت تلخ را نوشیدهام، لبخند را ممنوع کردهام و امید را بیاعتبار شمردهام. درونم انقلابی خاموش جریان دارد؛ فریادی بیصدا که از عمق وجودم برمیخیزد.
خلاصه کتاب:
رادان فرمند، مردی که سالها از وطن دور بوده، حالا به ایران بازگشته. خانوادهاش از دیدارش خوشحالاند، اما پشت این بازگشت، هدفی پنهان نهفته است. او مأموریتی دارد که تنها با کمک هلن، دختری با روحی لطیف و ذهنی قوی، ممکن میشود. مأموریتی که میتواند همهچیز را تغییر دهد... حتی زندگی هلن.
خلاصه کتاب:
ر غبار اندوه مهتاب، ستاره رد پای خواهر را دنبال میکند، خانهای که بینفس مانده را جان میدهد، اما قلبش میان دو جاده گرفتار است؛ راه عشق یا سایهی انتقام...
💧چکیده
👇👇👇
بهانه دختری از جنس همه دختران اطرافمان است او که غم از دست دادن مادر را تجربه کرده و با رفتارهای نامناسب نامادریش زندگی را سپری میکند، حالا پدر و همسر پدر بهانه برای زندگی به خارج از کشور سفر کرده و بهانه را راهی منزل عمویش (اتابک) میکنند...
📖 نام این اثر: #سرگیجه_های_تنهایی_من
🖋 نگارنده : #سید_آوید_محتشم
📝 سبک: #عاشقانه
🗒 برگه :1177
_ - _ - _ _ - _ - _
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " های بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.